امروز یکی از دوستام ازم خواست یه نامه اداری به انگلیسی براش بنویسم. حالا فکر کنین! نامه اداری نوشتن فارسیشم سخته چه برسه به انگلیسی . خلاصه از ساعت ۸ با چهار تا دیکشنری و بابیلون و .... نشستم به نوشتن ... از همسایه و خاله و عمو و عمه هم کمک گرفتم( شوخی ) و آخرش یه چیزی سمبل کردم تحویلش دادم. حالا نمی دونم چطور بود و اصلا اصول نامه نگاری رسمی توش رعایت شده بود یا نه.
آخه می دونین چیه اینا خیلی با شرکتای خاری سر و کار دارن و انگلیسی بلد بودن از واجبات کاره. ما هم که می خوایم بریم از ایران فکر کردم چه بهتر که تو یه همچین شرکتی یه مدت کار کنم! ( منم که آخر متخصص و این حرفا ... اصلا کار این شرکت بدون من لنگه !!!)
خلاصه گفتم منو راه بده تو این شرکت ( دوستم مدیر یه بخشی تو این شرکته ) منم توقع زیادی ندارم می خوام فقط کار یاد بگیرم.
اونم قول داد که یه فکری واسم بکنه . حالا غلط نکنم داشته امتحانم می کرده ببینه زبانم در چه حده . اتفاقا هر دفعه که پرسیده زبانت چطوره گفتم perfect عالی دیگه بهتر از این نمیشه 
رو رو حال می کنین؟ کم نمیارم که ! بعدم گفتم که تو رو میذارم تو جیبم بابا. من از 8 سالگی کلاس زبان رفتم و از این حرفا ....
حالا خوبه بگه ماشالله این همه که تعریف می کردی این بود!!!
همه رو غلط غلوط نوشتی فرستادی . بعدشم حتما میگه آیدا جون شما منگل تشریف داری که بعد از 13_14 سال زبان خوندن قد یه بچه 4 ساله هم سرت نمی شه!
منم میگم همینه که هست . ما همینقدر بلدیم میایم یاد می گیریم .نمی خوای هم نخوا . تمام کمپانی های خارجکی و ایرانکی ما رو ، رو هوا می زنند !
( ما اصلا دائره امعارف سیار هستیم. علم و دانش زیادی توی مخمان هست !) 
خلاصه تا من باشم جلوی دوست و آشنا انقدر از خودم تعریف نکنم ! البته تا جایی که بلد بودم سعی کردما . کلی هم لغط قلمبه سلمبه تو نامه چپوندم اما خدا می دونه که چطور باشه .
حداقل یه زنگم نمی زنه بگه که گند زدی خیالم راحت شه . بعد بگه که آیدا جون من چون خیلی دوست دارم می خوام لطفی بهت بکنم شما بیا ما آبدارچی کم داریم!
ولی جدی جدی میدونین خیلیا حتی با لیسانس الان آبدارچین؟ شغل شریف و آبرومندیه به خدا . ایشالله یه مدت که کار کنم ممکنه پستم رو ارتقا بدن بشم مدیر آبدارچی ها ! 
آخر سر هم اضافه کنم که شوخی بود اینها و امیدوارم به کسی بر نخوره چون منظوری نداشتم .
